مرتضى مطهرى
68
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
پس در خارج دو شيئيت نيست ، يكى شيئيت « چيستى » و يكى شيئيت « هستى » كه هر شىء در واقع دو شىء باشد ؛ نه ، هر شىء در واقع يك شىء است و اين تكثير از جانب ذهن ماست . در مقام مقايسه نظير جنس و فصل است براى شىء واحد . آنچه كه ما براى يك شىء جنسى و فصلى بيان مىكنيم آيا جنس و فصل در خارج دو شيئيت دارند يا يك شىء است كه هر دوى اينها دربارهء آن صدق مىكند ؟ مثلا ما وقتى دربارهء خط گفتيم كميّتى است متصل و يك بعدى ، ذهن ما واقعا اينها را از اين شىء بيرون مىكشد و تحليل مىكند . خط واقعا كميت است يا كميت نيست ؟ كميت است . كيفيت كه نيست ، جوهر هم نيست ، . . . آيا واقعا كميت متصل است يا منفصل ؟ واقعا كميت متصل است . آيا كميت متصل قار است يا غير قار ؟ واقعا قار است . آيا قارّ يك بعدى است يا دو بعدى يا سه بعدى ؟ قارّ يك بعدى است . ولى آيا اين خط كه در خارج است ، در خارج يك چيزش كميت است ، يك چيزش اتصال است ، يك چيزش قارّيت است و يك چيزش يك بعدى بودن ؟ يا اين خط به تمام هستىاش مصداق كميت است و به تمام هستىاش مصداق قار است و به تمام هستىاش مصداق يك بعدى ؟ يعنى همين يك شىء كه در خارج يك وحدتى دارد ، ذهن با قدرت تحليل خودش آن را به اجزاء تجزيه مىكند و لذا اينها را مىگويند اجزاء تحليليه نه اجزاء عينيه . ما اگر خط را در خارج تكه تكه كنيم ، به اجزاء عينى قسمت كردهايم ، يا اگر آب را تجزيه كرديم به اجزاء عينى تقسيم كردهايم ، ولى فلسفه كه گاهى اشياء را دسته بندى مىكند ، بعد آنها را به معانى متعدد تحليل مىكند بدون اينكه اين معانى در خارج به صورت شيئيتهاى متعدّد باشند ؛ شيئيت واحد ، معانى متعدد بر آن صدق مىكند . در ماهيت و وجود هم همين طور است ؛ يعنى اين فقط تحليلى است كه عقل مىكند . عقل در تحليل خودش اين دو معنا را مىسازد ، يكى به نام هستى و يكى به نام چيستى . ولى اين دو معنا نمىتواند در خارج به صورت دو شيئيت باشد ، همين طور كه نمىتواند هيچكدام هم نباشد . پس وجود عين ماهيت نيست در ذهن : « انّ الوجود عارض المهيّة تصوّرا » ( اينكه مىگويد عارض است يعنى غير است ) ولى « و اتّحد هويّة » يعنى در خارج هيچ گونه كثرتى نيست . حالا كه در خارج كثرتى بين وجود و ماهيت نيست پس ، از ايندو يكى بايد حقيقى باشد و ديگرى اعتبارى ، يعنى يكى از ايندو بايد عين عينيت باشد يعنى « خارج » ما بازاء واقعى او باشد و ديگرى امرى باشد كه از او انتزاع شده